عزت الله مولايى نيا همدانى

93

نسخ در قرآن ( فارسى )

آمار آيات « ناسخ و منسوخ » همين اطلاقات صحابه و تابعين بوده است . در هر صورت ، صحابه بر اساس فهم لغوى خويش در قضاياى « نسخ » بدون هيچ مشكلى آن را پذيرفته و بدان عمل مىكرده‌اند . اگر چه با تعاريف منطقى امروزى دانشمندان كارشناسانه آشنايى نداشته‌اند ؛ زيرا علوم و دانشهاى اسلامى به صورت امروزى هنوز در دوران آنها آغاز به تدوين نشده بود و آنان با همهء آن اصطلاحات بيگانه بودند . « 1 » يك نگاه گذرا بر مجامع حديثى فريقين ، اين مطلب را به خوبى نشان مىدهد كه خود صحابه در مجالس گفتگوى خود ، از نسخ آيه توسط آيهء ديگر ، گزارش داده‌اند « 2 » . نقد نظريهء برخى از پژوهشگران معاصر پيرامون تلقى صحابه از نسخ بنابر ديدگاه برخى از نويسندگان معاصر قرآنى ، صحابه « نسخ » را بر مطلق تغيير احكام اطلاق مىكرده‌اند از قبيل : « نسخ » تخصيص ، تقييد ، استثنا و . . . چرا كه در همهء اين موارد ، يك امر مشترك وجود دارد كه امر پيشين مراد متكلم نبوده بلكه فقرهء دوم

--> جهت داورى پيش وى آمده و از او مىخواهند كه در مورد مرافعه آنان - كه بر سر يك حلقه چاه بوده - قضاوت نمايد . تا آنجا كه يكى از متخاصمان مىگويد : « أنا فطرتها » ، و ديگرى مىگويد : « أنا إبتدأتها » آنگاه از گفتار اين دو عرب ، ابن عباس معناى لغت « فطر » را مىفهمد . ر . ك : محمد حسين ذهبى مصرى ، التفسير و المفسرون ، ج 1 ، چاپ اول ، تاريخ چاپ ندارد ، بيروت - لبنان : دار القلم ، ص 37 ، به نقل از الاتقان فى علوم القرآن ، عبد الرحمن سيوطى ج 2 ، ص 113 و الموافقات . شاطبى ج 2 ، صص 87 - 88 . اين مطلب را اكثر پژوهشگران قرآن گزارش كرده‌اند ، از جمله ر . ك : شيخ محمد عبده ، تفسير جزء عمّ ، چاپ اول ، بيروت ، دار و مكتبة هلال ، ( 1985 م ) ، ص 25 ، تفسير آيهء 31 از سورهء « عبس » . ( 1 ) مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، ص 67 ، فقرهء 87 . ( 2 ) ر . ك : مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، ص 70 و به نقل از شاطبى ، الموافقات ، ج 3 ، ص 65 . وى طى گزارش بيست و اندى جريان از مجامع حديثى عامهء به اين مطلب استدلال مىنمايد . و شاطبى در سال 790 درگذشته است .